رمان گرگینه

29,000 تومان 26,000 تومان

رایان از جاش بلند شد،نعره می زد…موهای صورتش بیشتر شده بود.تختش رو بلند کردو پرت کرد سمت من. از ترس چسبیده بودم به دیوار،سمت من اومد و ناخن های بلندش رو فرو کرد توی گردنم…اون دیگه رایان نبود،الان یه گرگ جلوی من بود که به چشمام زل زده بود و زوزه می کشید…